ارسال سنگ به تمام نقاط | هماهنگی تمام مراحل کار با شما عزیزان
اشعار در وصف پدر
یادت همیشه در دلها بماند نامت چو گل در این دنیا بماند
رفتی و خانه بینور و صفا شد دل فرزندان ز غم مبتلا شد
یادت همیشه در دلها بماند نامت چو گل در این دنیا بماند
دعای خیرت هنوز همراهم است محبتت همیشه در جانم است
پدر آرام بخواب ای مهربانم تو بودی تکیهگاه جاودانم
رفتی ولی عطر حضورت مانده نام نکو از تو به یادم مانده
تو رفتی و غم جهان سهم من است یاد تو همیشه مرهم من است
بهشت جای تو ای مرد خدا باد همیشه روح پاکت با صفا باد
پدر آرام بخواب ای بهترینم تو بودی مایه عزت و دینم
پدر ای سایهبان روزگارم چراغ روشن شبهای تارم
تو رفتی و دل بیقرار ماند غمت برای ما یادگار ماند
هرگز نمیمیرد نام نکو یاد تو ماندگار است و نکو
نبودنت سختترین درد ماست یاد تو سرمایه هر فرد ماست
ای پدر ای مونس دیرینه من رحمت حق باد قرینه من
به یاد خندههای بیریایت دلم گرفته از غم جدایت
هر جمعه میآیم کنار مزارت تا تازه گردد خاطراتت
پدر دعای خیر تو سرمایه بود لبخند تو پایان هر غصه بود
بهشت جای تو ای مرد خدا باد همیشه روح پاکت با صفا باد
رفتی ولی خاطرهها زندهاند عشق تو در قلب ما پایندهاند
به زیر خاک ولی زنده نامی به قلب ما همیشه جاودانی
هرگز نمیرود ز خاطرم مهر تو ای عزیز مادرم
در خاک خفتهای ولی زندهای در قلب ما همیشه پایندهای
تو بودی مظهر عشق و صفا خدا دهد به تو اجر و عطا
دستان تو بوی بهشت داشت هر لحظه مهر سرشت داشت
ای مادر صبور و مهربان آرام بخواب در باغ جنان
یاد تو همیشه در جان ماست دعای تو چراغ راه ماست
تو رفتی و غم به دل نشست اشک از فراق تو پیوسته است
به یاد خندههای شیرینت دلم گرفته از غم دیدنت
مادر، دعای شبهایت کو آن مهر بیدریغ و وفایت کو
نام تو عطر گل یاس است یاد تو مونس هر احساس است
تو بودی تکیهگاه روزگار بیتو جهان شده غمبار
هر جمعه کنار مزارت آییم فاتحه با اشک برایت خوانیم
روحت قرین لطف خدا باد جای تو باغ مصطفی باد
مادر، تو چراغ خانه بودی آرامش هر زمانه بودی
گرچه ز دیده پنهان گشتهای در قلب ما همیشه جا گرفتهای
مهر تو همیشه در دل ماست نامت نشان عشق خداست
مادر ای گل همیشهبهار یادت بماند تا روزگار
در خاک خفتهای ولی جاودانی در قلب ما همیشه میمانی
آرام بخواب ای بانوی نور روحت قرین رحمت غفور
ای مادر عزیز و نازنین جای تو خالی است در زمین
پدر، تو مایه افتخار مایی همیشه در دل روزگار مایی
هرگز نمیرود ز خاطر نامت روشن بود همیشه یاد و پیامت
تو رفتی و زمانه بیوفا شد دل از غمت اسیر دردها شد
مهر تو پایان ندارد پدر عشق تو نقصان ندارد پدر
خدا رحمت کند روح تو را بهشت جاودان کند کوی تو را
تو بودی تکیهگاه زندگانی اکنون شدی مهمان جاودانی
پدر، دعای خیرت همراهم است یاد تو همیشه در نگاهم است
بر خاک مزارت گل میکاریم هر لحظه تو را به یاد میآریم
آرام بخواب ای پدر مهربان روحت قرین رحمت بیکران
هرگز نمیمیرد کسی با نام نیک یاد تو جاوید باد ای مرد نیک
اشعار در وصف مادر
مادر ای فرشته مهر و وفا دعای تو بود همیشه رهگشا
رفتی و خانه بینور و صفا شد دلم اسیر غم و نالهها شد
یادت همیشه در دل ماست مهر تو جاودانه و بیانتهاست
مادر آرام بخواب ای مهربان روحت قرین لطف بیکران
دعای خیرت هنوز همراهم است محبتت همیشه در جانم است
رفتی ولی عطر حضورت مانده نام نکو از تو به یادم مانده
بهشت جای تو ای مادر خوب خدا کند باشی همیشه محبوب
نام تو بر لوح دل مانده است عشق تو در جان ما زنده است
تو رفتی و غصه مهمان شد دلم ز داغ تو پریشان شد
مادر ای مونس شبهای تار یادت بود همیشه ماندگار
مهر تو پایان ندارد هنوز نامت بود روشنی هر روز
مادر، تو بهار زندگی بودی گل همیشهبهار بندگی بودی
آرام بخواب ای مهربان روحت قرین باغ جاودان
هر اشک که بر مزارت روان است نشان عشق بیپایان است
نبودنت سختترین غم ماست یادت همیشه مرهم دلهاست
ای مادر ای تمام مهربانی جایت همیشه در دل میمانی
خدا رحمت کند روح تو را بهشت منزل و کوی تو را
تو رفتی و دلم تنها شده جهان بدون تو غمها شده
لبخند تو آرام جانم بود دعای تو همیشه امانم بود
مادر، نگاهت چراغ راهم دعای تو همیشه پناهم
تو رفتی و دل بیقرار ماند غمت برای ما یادگار ماند
هرگز نمیمیرد نام نکو یاد تو ماندگار است و نکو
مادر، تو فرشته زمینی جاوید بماند نامت چنین
هر صبح به یادت دعا کنیم با اشک دیده تو را صدا کنیم
بهشت حق نصیب جانت باد رحمت خدا نگهبانت باد
ای مظهر عشق و پاکی آرام بخواب در افلاکی
مادر، نگاهت هنوز پیداست مهر تو در دل ما پابرجاست
بر خاک مزارت گل مینهیم با اشک دیده فاتحه میدهیم
آرام بخواب ای مادر خوب روحت قرین رحمت محبوب
مادر، اگرچه رفتهای ز پیش عشقت بماند تا ابد در دل خویش
رفتی و دلم شکست از این سفر ای مهربانترین پدر، ای پدر
دعای شبهای تو پشتم بود مهر نگاهت بهشتم بود
نام تو بر صفحه دل حک شده است عشقت به جان ما مبارک شده است
پدر، چراغ خانه خاموش شد دل از غم نبودنت فرسوده شد
گرچه ز دیده پنهان گشتهای در قلب ما همیشه جا گرفتهای
تو رفتی و صبوری یادگار ماند از تو فقط عشق پایدار ماند
پدر، به یاد روی مهربانت هر روز دعاست ورد زبانت
در خاک خفتهای ولی جاودانی در قلب ما همیشه میمانی
رفتی و غم به خانه مهمان شد داغ تو بر سینه جاودان شد
ای مظهر عشق و مردانگی یادت همیشه مایه زندگی
مادر، دعای نیمهشب تو مانده است عطر حضور بیسبب تو مانده است
رفتی و باغ خانه خزان شد بیتو دلم اسیر زمان شد
آرام بخواب ای گل خوشبو جایت بود تا ابد در دل ما، نکو
مهر تو آیینه صفا بود لبخند تو روشنِ خدا بود
مادر، تو قصیده مهربانی جاوید بماند نام آسمانی
هر جا که نسیم عطر گل آورد یاد تو به قلب ما سفر آورد
در مکتب عشق، نام تو پیداست هر چه کرامت است، از تو زیباست
دستان تو بوی یاس میداد دل را به بهشت احساس میداد
از داغ تو دیده بارانی است اما نامت همیشه جاودانی است
آسوده بخواب ای مظهر نور روحت قرین رحمت غفور
اشعار در وصف جوان
جوانهای که بهار از تو یاد داشت تقدیر، خزان زودرس را رقم نوشت
هنوز عطر نفسهای تو باقیست دل از غم رفتنت، غرق جداییست
چه زود پر کشیدی سوی افلاک به جا ماند از تو چشمانی غمناک
جوان بودی و عمرت ناتمام ماند هزاران آرزو بر دل، مدام ماند
رفتی و بهار از باغ دل رفت امید از چشم اهل منزل رفت
گل نوشکفته باغ زندگی چرا شد قسمتت خاموشی؟
هنوز از کوچه، بوی تو پیداست دلم چشمانتظار ردّ پایت است
تو رفتی و جهان بیرنگ گردید دل از این داغ، صدها سنگ گردید
بهشت، آرامگاه پاکت باد خدا همواره همراهت باد
چه دشوار است داغ نوجوانی که خاموش شد چراغ زندگانی
هنوز آواز خنده در فضا هست ولی جای تو در این خانه تنهاست
تو رفتی، قصه ناتمام ماند غمت در سینهها آرام ماند
آرام بخواب ای مهربان روحت قرین باغ جاودان
پرنده بودی و پرواز کردی ز خاک تیره، آهنگ سما کردی
دلت آیینه پاک خدا بود نگاهت پر ز عشق و باصفا بود
اگرچه از کنار ما سفر کردی به قلب عاشقان، خانه دگر کردی
جوانی رفت و حسرت جاودان شد دل از داغت همیشه ناتوان شد
بهار عمر تو پاییز گردید دل اهل وفا لبریز گردید
هنوزم چشم بر راه تو مانده دلم در حسرت آه تو مانده
ز گلزار جوانی گل چیده شد چراغ آرزو خاموش دیده شد
زمان از داغ تو آرام نگرفت دلی از غصه، مرهمی نگرفت
چه زود از جمع ما پرواز کردی دل از این خاکدان، آغاز کردی
نامت همیشه بر زبان ماست یادت چراغ جاودان ماست
جوان ماندی به یاد روزگاران چو گلی در دل فصل بهاران
خداوندت قرین رحمت کند بهشت جاودان قسمت کند
دلت پاک و نگاهت آسمانی شدی مهمان باغ جاودانی
به خواب ناز آرامیدهای تو ولی در قلب ما جاویدهای تو
هنوز از تو سخن بسیار داریم ولی افسوس، دیگر در کناریم
تو رفتی، اشک مهمان نگاه است سکوت خانه از داغت گواه است
چه تلخ است این غروب بیصدا که خاموش شد چراغ آشنا
جوانی بود و صد رؤیا به همراه نماند از او به جز اندوه و آه
عطر یادت همیشه ماندگار است برای قلب ما یادت بهار است
اگرچه خاک مأوای تنت شد بهشت جاودان منزلگهت شد
غمت بر سینهها نقش ابد شد نبودنت برای ما دردِ بیحد شد
نگاهت تا همیشه در دل ماست دعای خیرمان بدرقه توست
ز دنیا رفتی و نامت نکو ماند برای ما فقط یادت به جا ماند
ستاره بودی و خاموش گشتی ولی در آسمان دل ننشستی
هنوز از کوچه، بوی تو میآید دلم با یاد تو آرام میگیرد
جوانی رفت و دنیا تیرهتر شد دل از این غصه، تنها و پرپر شد
ای مظهر عشق و مردانگی یادت همیشه مایه زندگی
تو رفتی، آسمان هم گریه سر داد زمین از داغ تو بر خود بلرزید
گل پرپرشده باغ امید بخواب آرام، ای سرو سپید
یادت همیشه در دلها جاریست نامت برای ما همیشه ساریست
جوان ماندی، ولی دنیا نماند برایت جز دعای خیر نماند
بهشت مأمن روح تو باد خداوند نگهبان تو باد
پر کشیدی سوی فردوس برین ای جوان پاک، ای یار نازنین
غروب عمر تو، آغاز نور است برای اهل ایمان، راه دور است
دستان تو بوی یاس میداد دل را به بهشت احساس میداد
داغت همیشه بر دل ماست دعای خیر، بدرقه راه توست
اگرچه عمرت کوتاه شد نام نیکت همیشه جاودان شد